حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2405
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
اشخاصى ، كه در تاجگذارى تيرداد عمدا يا از جهت پيشآمد سوئى حاضر نشده بودند ، اكنون ميترسيدند ، كه غيبت آنها برايشان گران تمام خواهد شد . تمامى اين كيفيّات دست بهم داده باعث شد ، كه نجباء از راندن اردوان پشيمان گشتند و اشخاصى را نزد او فرستاده دعوتش كردند ، كه بيايد و از نو تخت را اشغال كند . اين اشخاص ، وقتى كه وارد گرگان شدند ، اردوان را در وضع بد و حقيرى يافتند : ديدند ، كه او با كمانش معاش خود را تحصيل مىكند و در لباس مندرس است . در ابتداء اردوان دربارهء فرستادگان ظنين گشته تصوّر كرد ، كه اينها براى گرفتن و تسليم كردن او به تيرداد آمدهاند ، ولى ديرى نگذشت ، كه مأمورين خيال او را از اين بابت راحت كرده اردوان را مطمئن ساختند ، كه دشمن تيرداداند و در اظهاراتشان صادق ( تاسىتوس ، همانجا ، بند 44 ) . پس از آن اردوان پيشنهاد آنها را پذيرفت و قشونى از داهىها و سكاها ترتيب داده به طرف مغرب راند و در اين موقع لباس مندرس خود را تغيير نداد ، تا هر بيننده را برقّت آرد ( بايد در نظر داشت ، كه تاسىتوس فقط اسم سكاها را برده ، ولى يوسف فلاويوس گويد ، از داهىها و سكاها . چون بالاتر گفته شد ، كه اردوان در ميان داهىها اقامت طولانى داشت ، بحقيقت نزديكتر است ، كه تصوّر كنيم قشون او از داهىها بوده و چون قوم داهى يكى از اقوام سكائى بود ، بدين مناسبت اسم سكاها را هم بردهاند . م . ) . در اينوقت او با شتاب حركت كرد ، تا بدشمن مجال تهيهء قواء ندهد و دوستانش فرصت نداشته باشند از تصميمشان برگردند . اردوان بدين منوال به تيسفون نزديك گرديد ، و حال آنكه دشمن او ، تيرداد ، در ترديد بود ، كه چه كند . بعضى به او پيشنهاد ميكردند بىاتلاف وقت باستقبال دشمن رود و تا قشون او از خستگى اين راه طولانى بيرون نيامده ، جنگ كند . برخى عقيده داشتند ، كه تيرداد به بين النّهرين عقب نشسته با ارامنه و مردمان ديگر شمال متّحد شده و قشون رومى را ، كه در اختيار وىتلّيوس والى سوريّه است و البتّه بمجرّد رسيدن خبر آمدن اردوان ، از فرات خواهد گذشت ،